یک دعوای ریشه دار و تاریخی در مورد عقل و اختیار بین دو گروه متکلمین وجود دارد.
معتزله می گویند خداوند عاقلانه رفتار می کند و عدالت خدا در این است که کاری کند که از نظر عقلی زیر سوال نرود. در مقابل، اشاعره می گویند: خداوند طبق اراده خود رفتار می کند و خدا هر کاری کند عادلانه است و عدالت با اراده و فعل الهی شناخته می شود نه برعکس. در تفکر معتزله عقل محور تفسیر شرع است و در تفکر اشاعره شرع محور عقل است. در تفکر معتزله حسن و قبح ذاتی و عقلی هستند و در تفکر اشاره حسن و قبح شرعی هستند. در تفکر معتزله نباید دستور غیرعقلی را به خداوند نسبت بدهیم و خداوند از کار مخالف عقل مبراست ولی در تفکر اشاعره معنی ندارد خدا را با عقل بسنجیم بلکه زیبایی و زشتی همان است که خداوند انجام می دهد.مثلا علامه طباطبایی در تفسیر آیه ما مَنَعَنا در سوره اسراء می گوید چیزی خدا را منع نمی کند پس عبارت «منعنا» باید تفسیر شود. این نکته به دعوای بین اشاعره و معتزله اشاره دارد. آیا خدا مطابق عقل عمل می کند یا اینکه عقل آن چیزی است که خدا می گوید؟! آیا می توانیم بگوییم«خدایا چرا؟»اهمیت این پرسش این است که روشنفکران دینی در مقاله «بررسی نقش واژه اولی الامر در تبیین مسئله ولایت»...
ما را در سایت مقاله «بررسی نقش واژه اولی الامر در تبیین مسئله ولایت» دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: سه شنبه 6 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:41